تبليغاتX
.
.

 

 
       

 

 

 

 

 
 

خودم ...
هر آنچه که باید باشم و نیستم ، هر آنچه که نباید باشم و نیستم!
خلاصه بگویم ... خودم هستم!
...........................
زندگی ساده تر از این حرفاست تقصیر ماست که زندگی رو زیادی جدی گرفتیم!

ايميل مدير :

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 


 
 
 

  نوشته شده توسط خود خودمدر تاريخ یکشنبه 31 اردیبهشت1391  
 
کمتر می نویسم ...بیشتر فکر می کنم ...

کمتر حرف میزنم ...بیشتر عمیق می شوم ...بیشتر خودم هستم ...

....

حالم که خوب است بیشتر هوایت را می کنم ...

باشی و ببینی چقدر لبخند به من می آید ...

....

خوش می گذرد این روزها ...در خودم غرقم ...

خودم را زندگی می کنم ....خودم را کشف می کنم ...



 
 
 




 
 
حواسم باشد !
 

  نوشته شده توسط خود خودمدر تاريخ پنجشنبه 28 اردیبهشت1391  
 

"به ياد داشته باش:

من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.
مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
چرا که ما هر دو انسانيم.
اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.
قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.
دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنندو مي‌ستايند.
حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نهدوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
من قابل ستايشم و تو هم.
يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد."

از ف.ب
...........................

بی ربط نوشت : انقد بدم میاد از این اخلاق ... طرف یکی رو یه بار تو عمرش دیده یا اصلا ندیده بعد یه بار دیگه که می بینتش آنچنان عاشقانه باهاش صحبت می کنه و قربون صدقه میره و میگه دلم تنگ شده که ادم حالش به هم میخوره اصلا ... کلا از قربون صدقه ی الکی رفتن بدم می اد ... اونی که ادم 10 تا دوسش داره با اونی که 0+ دوسش داره یه فرقی باید داشته باشه یا نه ... اخه چرا انقد دو رویی می کنن بعضی ها؟!

از یه چیز دیگم بدم میاد اینجا اگه یه مطلب کپی کنی از یه جایی بعد بخوای زیرش یه مطلب از خودت بنویسی دیگه فونت زشتش درست نمیشه ...مثه الان...


 
 
 




 
 
گم نشم خدایا ...
 

  نوشته شده توسط خود خودمدر تاريخ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391  
 
اخه یکی نیست بگه بی لیاقت خدا داره کمک می کنه خوب باشی خدا داره راه نشونت میده بهتر از اینی که هستی باشی خدا داره وسیله می ذاره سر راهت ...

نه و چرا و اگه نتونم چه صیغه ایه دیگه؟!!...

کاش خود خدا این لیاقت رو بهم بده بعد مطمئن ِ مطمئن بهم بگه بنده ی من بیا این راه رو برو کاریت نباشه من تضمین می کنم سعادتت  رو ...

+ راه نشانم بده ...

 



:: موضوعات مرتبط: شخصی
 
 
 




 
 
درگیرم !
 

  نوشته شده توسط خود خودمدر تاريخ دوشنبه 25 اردیبهشت1391  
 
دلم میخواهد چند روز ننویسم ...

چند روز خاموش باشم اصلا ... 

بعد که افکارم خود به خود منظم شد دوباره دکمه ی روشن را بزنم ...

وقتی که دیگر هی تو ی حرفای بقیه _که همه با تجربه هستند_ به تناقض نرسم ...

هی با افکار خودم در گیر نشوم ...

هی فکر نکنم چقدر درست فکر می کنم چقدر نه ...

همه ی معادلات ذهنم یکهو ریخت به هم ...

یکهو حس کردم چقــــدر ساده ام ... چقدر رویایی می اندیشم ...

چقدر معنی واقعی زندگی با آنچه که فکر می کردم تفاوت دارد ...

و اینکه شاید باید فکر کنم زندگی سخت تر از این حرف هاست !

و بعد شک کنم که نه ... من ساده نیستم ... این ها افکار قشنگ من است ...

نباید بگذارم چیز های ناخوشایند خرابش کند ...

ترس احمق بودن اما ...از درون مرا می خورد ....

یک قدم عقب می روم ... یک قدم جلو ...

دل می بندم ... دل می کنم ...

نه ...

خاموش می کنم

هر چه فکر کردم بس است ...

مغزم نیاز دارد ... نفس بکشد !




:: موضوعات مرتبط: شخصی
 
 
 




 
 
تسلیم ... باید بود !
 

  نوشته شده توسط خود خودمدر تاريخ یکشنبه 24 اردیبهشت1391  
 
خدایا ...

شاید هیشکی الان مثل من نمیفهمه

چــــ ـــ ـقــ ــ د

سخته

ادم بشینه عقب و چشمشو رو هرچی که دوست داره ببنده و با خودش بگه :

...تو کار خدا ...فضولی ... مـــ ــو قـــ و ف!

چشمشو رو همه ی عادت هاش ببنده و  بگه خدایا هرچی تو بخوای ...

خدایا یادم بده اگه نخواستی صدام در نیاد ...به شکایت لب باز نکنم ... حتی 1 کلـــمه ...

 فقط کمک کن ...

همین !

+ دو بال میخواهم برای پرواز ... شاید هم کمتر !

پ ن : دارم صبر می کنم ...

صبر

صبر....

داغم انگار ... هیچی نمی فهمم !




 
 
 




 
 
مطالب پيشين
 

     
 
 



 
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by taghcheyeadat
Design By : wWw.Theme-Designer.Com